شهید  رضا حیدری پور     

نام پدر : حسین

نام مادر: سکینه

تاریخ تولد : ۲/۷/۱۳۴۵

محل تولد: دیّر

وضعیت تأهل: مجرد

تعداد فرزندان: –

میزان تحصیلات: سوم راهنمایی

شغل: دانش آموز

یگان اعزام کننده: بسیج

مسئولیت: رزمنده

تاریخ شهادت: ۲۰/۸/۱۳۶۱

عملیات: محرم

محل شهادت: عین خوش

محل دفن: جنت الشهداء دیّر

 

زندگی نامه شهید

دانش آموز شهید رضا حیدری پور، در سال ۱۳۴۵ در بندر دیّر در خانواده ای مذهبی و پیرو اهل بیت عصمت و طهارت (ع) چشم به جهان گشود. از هفت سالگی به مدرسه رفت، تحصیلات مقطع ابتدایی را در دبستان آیت الله سعیدی با موفقیت به پایان رسانید. براثر تربیت صحیح خانواده و عشق آن ها به قرآن و اسلام عزیز، در سن ۱۳ سالگی قرآن را به خوبی فراگرفت.

از خصوصیات بارز شخیئ این بود که نمازهایش را در مسجد می خواند و همیشه قرآن را تلاوت می نمود. علاقه وافری به شرکت در نماز جمعه داشت، فردی سر به زیر و حرف شنو بود.

با وارد شدن به مقطع راهنمایی، جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، آغاز شد. پس از شهادت دو جوان از خویشانش، شهیدان حمزه ابراهیمی و رسول کشاورز، همیشه ورد زبانش نام و یاد این دو شهید بزرگوار بود و نام خود را در کنار نام آن شهیدان با پیشوند شهید می نوشت.

چندین بار جهت شرکت در جبهه های جنگ به بسیج مراجعه نمود، اما از آنجایی که به سن قانونی نرسیده بود، سپاه از اعزامش به جبهه ها معذور بود؛ تا اینکه در تاریخ ۱۰/۶/۱۳۶۱ جهت طی دوره آموزش نظامی، به پادگان آموزشی اعزام شد و از پادگان، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و موفق به شرکت در عملیات محرم شد و در همان عملیات در تاریخ ۲۰/۸/۱۳۶۱ در منطقه عین خوش بر اثر ترکش خمپاره صدامیان به شهادت رسید. بدن مطهرش به مدت ۱۰ سال در منطقه باقی ماند تا اینکه در تاریخ ۲۵/۵/۱۳۷۱ توسط کمیته تفحص و جستجو، شناسایی و در تاریخ ۱۲/۶/۱۳۷۱ پس از تشییع باشکوه بر دستان مردم شهر دیّر، در جنت الشهداء در جوار دیگر لبیک گویان به اندای امام راحل، به خاک سپرده شد.

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

کسانی که جهاد می کنند در راه ما هر آینه ما آن ها را به راه خود هدایت می کنیم.

الله اکبر.اشهد ان لا اله الا الله.اشهد ان محمداً رسول الله.اشهد ان علیاً ولی الله.

من نمی ترسم ز مرگی که سرآغاز زندگی است.

سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی.

سلام به روان پاک شهیدان راستین انقلاب اسلامی ایران و سلام به پدر و مادر و خواهرانم و برادرانم و سلام به تمام اهالی دیّر. شکر خدای را که توفیق یافتم در جنگ علیه باطل شرکت کنم.

آیا به خود اجازه می دهید که با چشم خود ببینید آمریکا دست به قرآن و میهن اسلامیتان دراز کند؟

ای مردم شهرستان دیر! از نائب مهدی قدردانی کنید و او را تنها نگذارید.

مردم شهید پرور دیّر! بسیج را خالی نگذارید که بسیج بازوی امام است.

وصیت من به ملت ایران این است که این منافقان کوردل می خواهند اسلام و انقلاب را از شما بگیرند و شما ملت عزیز قدر این انقلاب را بدانید چرا که این انقلاب بیهوده به وجود نیامده است، بلکه با خون هزاران هزار جوان ایرانی به وجود آمده است.

ای مردم وصیت من به شما این است که از فرمان امام و ولایت فقیه اطاعت کنید که ولایت فقیه ادامه دهنده حکومت انبیاست.

مبادا اگر من شهید شدم برای من گریه کنید بلکه افتخار کنید که پسری را بزرگ کردید و به جنگ با آمریکا فرستادید.گریه به حال کسی کنید که هدفش را نشناخته باشد.

پدر و مادرم مرا به اجبار به جبهه نفرستاده اند بلکه جبهه و شهادت آرزوی من بوده است.

برادران،اسلحه مرا زمین نگذارید.سنگرم را خالی نگذارید به جهان خواران بگویید که ما از مرگی که در راه خداست نمی هراسیم.

از همه ی اهالی دیر تقاضا می کنم اگر اذیت و آزاری به کسی رسانده ام به خاطر رضای خدا مرا عفو نمایید.

از مردم دیّر م خواهم تا می توانند از سپاه حمایت نند.

خداحافظ شما

برادر شما رضا حیدری پور

 

 

دیدگاه شما چیست؟